57

  • یه خانم دکتر داریم،رزیدنت سال1داخلی،این ماه جدید اومده بیمارستان ما.چشمهای سبز مهربونی داره،ازون خانومهای دوست داشتنیه :)) نینی داره تو شیکمشماچصبح با ذوق گفت رفتم سونوگرافی دیشب،نینیمون دست و پا درآورده دیگه باید تکونم بخورهقلبماچما و رزیدنت سال 1 عفونی هم غش و ضعف رفتیم واسه نینی 2ماههماچدلم میخواست بغلش میکردم میبوسیدمش.سر راند هم همیشه اتندها بهش میگن بفرما بشین شما :) چقدر یه وروجک در شکم میتونه به نفع آدم باشهنیشخندآیکون سحر پلید سواستفاده چی.
  • صبح رفتم بالا سر مریضم،همون پیرزن دیروزیه،همراهشم نبود همون نصفه نیمه رو ترجمه کنه،با زبان انسانهای اولیه حرف میزدیم با همقهقههیاد حرف زدن تارزان و اون دختره افتادم وقتی بار اول همدیگرو دیدندنیشخندولی جالبه،نگاه محبت آمیز و حرفهای مهربونی و ابراز علاقه و تشکر تنها چیزاییه که با هر زبونی قابل فهمهلبخندپیرزن کف پایش رو نشونم میداد که درد داره،میگم چرا دیروز بهم نگفتی،میگه دیروز خیلی سوال پرسیدی ازم گفتم دیگه خسته ایقلبعززییییزملبخندشما که نازی ام نکردید،ولی مریضم نازی ام کرد.قهراز همتون متنفرمشیطان
  • درمانگاه بحث post nasal discharge بود،گفتم من همیشه یه چیزی ته حلقم هست قورت میدم پایین نمیره!اتندمون هم گفت این هیستریکه و در خانمهای جوان تحصیلکرده دیده میشه معمولا!بعد هم گفت حتما برو درمانگاه اعصاب روان اتند یا رزیدنتها ببیننت چون نشونه ی اضطراب زیاده!خنثییهو چند نفر دیگه از بچه ها هم اعتراف کردند که این مشکل رو دارند!با هم رفتیم بخش روان که کسی نبود ما رو روان درمانی کنه:)) دست از پا دراز تر برگشتیم بخش خودمونزبانآیکون نمیدونم چی شد برچسب اضطراب خوردممتفکر
/ 4 نظر / 14 بازدید
مانی

اومدنی شدیمااا

شازده

خب یه کم امون بده پست نزار تا بیان نازی ات کنن! بس که اضطراب داری!!

شازده

شوحی بود ها!!![نیشخند]

فیزیوپات

نااااازی، نااااازی گل پیازی این وروجک های تو شکم همیشه و همه جا به نفع مامانشونن البته از موقعی که معلوم باشه تو دل مامانشونن![بغل]