نامه نگاری من و فیونا

امروز رفتم خونه فیونا و شرک :) به صرف صبحانه!!!!وقتی فیونا عقد کرد یه دفتر کلاسور واسش خریدم که عکس یه سوسمار روش بودنیشخندآخه دبیرستانی که بودیم بهم میگفت سوسمارمولک دم شلاقی!!!گفتم با دیدنش همیشه یاد دوست عزیزتر از جانش بیفتهاز خود راضیبدون اینکه بدونه خاطراتشو و حرفهایی که در دلم بود رو داخلش نوشتم.هر اتفاق و حرفی که بهش مربوط میشد اما خودش نمیدونست یادداشت کردم واسش.روز تولدش که حدود 1 ماه بعد از عروسیش بود بهش دادم دفتر رو.کلی ذوق زد.امروز که دوباره رفتم خونش واسم گفت داره جواب نامه هامو مینویسهنیشخنددلم میخواد زودتر بهم بدش.یعنی واسه تولد 22 سالگیم میده دفتروخیال باطلاز الان کلی ذوق زده امزباننامه نگاری در عصر مدرن هم تفریح جالب انگیزناکی میتونه باشهمژه

+من کاغذهای باقیمونده دفترشو برداشتم که تا تولد بعدیش بازم واسش ناگفته هامو بنویسم :))

/ 0 نظر / 18 بازدید