چشم 2: رابطه ی پزشک و پرستار

هرچی میخوام به خودم بقبولونم رابطه پزشک و پرستار خوبه نمیشه!

  1. با نسترن اتاق عمل هستیم.از رزیدنت میپرسیم عمل چیه؟جواب نمیده.اتند که میاد و ما خودمون رو معرفی میکنیم سریع برمیگرده و میگه چرا نگفتید اینترن هستید خانم دکترها؟من فکر کردم دانشجو پرستاری هستید!!!!یعنی اگر پرستار بودیم نباید جواب میدادی؟؟؟
  2. ساعت 8:10 هست و رزیدنت اورژانس باید کشیک رو تحویل بده اما چون بقیه رزیدنت ها کلاس دارند هنوز نیومدن.تعداد بیماران 4 نفره.همه آروم نشستن تا ویزیت بشن.یهو سرپرستار میاد دعوا میکنه چرا رزیدنت های دیگه نیومدن و بعدش زنگ میزنه به اتند اورژانس میگه مریضهای زیادی معطل هستند!!! و دعوا میشه.(آخه 4 تا مریض میشه تعداد زیاد؟آخه کلاس رزیدنتی تمام نشده تقصیر رزیدنت هاست؟)
  3. امروز اتاق عمل بودیم و منتظر اتند مسئولمون نشسته بر صندلی.یهو پرستار میاد میگه من گزارش شما رو به استادتون میدم که الکی نشستید و نمیرید سر عمل.همه عمل ها شروع شده.من بلند میشم و سرک میکشم.از 4 تا اتاق عمل سه تا خالی ه،یکی مریض خوابوندن اما نه اتند اومده نه رزیدنت.نسترن بهش میگه هیچ عملی شروع نشده و پرستار کم نمیاره و میگه به هرحال شروع میشه!!!دوباره میاد به نسترن میگه تا لاک ناخنت رو پاک نکنی نمیذارم بری اتاق عملخنثی و ما نمیدونیم بهش چی بگیم...

واقعا نمیدونم پزشک و پرستاری که باید با هم رابطه خوب و نزدیکی داشته باشند چرا اینقدر به هم گیر میدن و توهین میکنند...

/ 1 نظر / 74 بازدید
دکتر یونس

این رابطه هیچ وقت خوب نمیشه.. چون حسادت از طرف اونها و لجاجت از طرف ما کار رو خراب میکنه.. من چند تااز نوشته های بعدیتون رو خوندم باورم نمیشه خیلی مستقیم به یکی بگی شرایط میزبانی رو ندارم و باز طرف پاشه بیاد!! یه مقدار عجیب نیست؟ واقعا باید چه کار کرد؟ من چون خودم کمی تعارفی و خجالتی هستم همیشه در عمل انجام شده قرار میگیرم و اعصابم بیشتر خورد میشه..