...و اکسترن شدم...

سلام

دیروز اولین روز اکسترنیمون بود،اول صبح همه جمع شدیم بیمارستان،منشی گروه و اتند نفرو-دکتر ش- اومدن و گروهبندی کردند!خودشون!و ما را غرق تعجب بسیار نمودند!و علت این کار هم مشکلاتی بود که بچه های جراحی باعثش بودند!من افتادم با با بچه های بهمن 86 :( از ورودی خودمون فقط نارسیس همگروهمه :( آنجلا افتاده با همکلاسیامون،اونا همه با هم دوستند و آنجلا تنها و افسرده شده :( بیچاره دوستم.باز 3تا از این 86ایا خیلی باحالند میگیم میخندیم و کمکمون میکنند.اوضاعم این دو روز بد نبوده!فقط دیروز مجبور شدم تا ساعت 23 بمونم بخش!!!!چون امروز راند مدیر گروه روماتو بود مریض منم دیروز عصر بستری شده بود و هنوز نه تشخیص گذاشته بودند نه چیزی!دختر 18 ساله با پلی آرتریت ادیتیو مزمن-از2ماه قبل-که البته بیشتر از زانویش شاکی بود!

چیزی که این بخش زیاد به چشم میاد جوان بودن و خانم بودن بیمارانش هست!یعنی این دو روز غیر از یک مورد وگنر که درمانگاه دیدیم هیچ مریض مرد دیگه ای نداشتیم!خیلیاشون هم لوپوس دارند! :((

+دیروز که با دکتر ف رفتیم درمانگاه،اول باید ما مریضها رو میدیدیم و شرح حال مختصری-علت مراجعه و داروهای مصرفی و علائم بیمار- در پرونده مریض مینوشتیم و میبردیمش پیش اتند!بعد من خو نمیدونستم هرچی میره صفحه بعد جدیدتر میشه!علاوه بر کیسه ی دارویی اش و آزمایشهای جدیدش سابقه قبلی رو هم اضاف کردم!اتند هم ندیده میخواست دارو بنویسه که یهو چشمش به پاراگراف مربوط به مراجعه قبلی افتاد و گفت چرا اینو ول کردی رفتی اولیا رو نوشتی؟داشتم سایتوتوکسیک خیلی قوی مینوشتم!خییییلی ترسیدم :( تا این مریض داروهاشو بگیره شونصد بار دیگه چک کردم و از رزیدنت پرسیدم :( پروندشو دیگه حفظ شدم!شوک نسبتا بدی بود.استاد با مسخره بازی گفت ولی ته دلم خالی شد.اولین بار احساس کردم چه مسئولیت سختیه!ولی خب اونم نباید به یه استیجر روز اولی اعتماد کنه!خنثی

++بعد درمانگاه دکتر ف نگهمون داشته تا به قول خودش حقوقشو حلال کنه!!!بعد کلی نصیحت و مسخره بازی کمی راجع به شرح حال روماتولوژی میگه،که حتما انگشت و ناخن معاینه بشه یه وقت پیتینگ و کلابینگ و... نداشته باشه!دارم ناخنمو نگاه میکنم بلند میگه خانم دکتر تو که مامانت تا حالا ظرفهاتو شسته،بعدشم شوهرت میشوره میسابه،به چی دیگه نگاه میکنی؟همه کلی میخندن بهم :)) به خانوم معلم هم میگه تو بشین که از قیافت کاشکتیک بودن و سوءتغذیه میباره،ایستاده نگه داشتن تو اجحاف هست در حقت!!!!:)) بعدشم کمی به شهرهای به و دز و ش گیر میده که از اتندهای این شهرا انتظار انفاق مالی و نمره ای و.. نداشته باشید که محاله!به قول خودش مردم این شهرا هزاران سال هست که طرح ریاضت اقتصادی رو اجرا میکنند،چیزی که دولت خدمتگزار جدیدا داره بهش میرسه خندهحالا خودشم اهل یکی از همین سه شهره!خواستم بگم یه همچین اتند نمکدونی!! داریم ما!و درمانگاه با یاد دادن چند لغت کاربردی لری و عربی در روماتولوژی پایان می یابد!

نکته مهم:هیچوقت به شرح حال اینترن و رزیدنت اعتماد نکنید!کلی غلط داره!اونا از هم کپی میکنند و نصفشم من در آوردی میباشد!فک کن صبح با آقای اینترن حرف میزدم راجع به مریضم،نصف چیزهایی که من در شرح حال نوشته بودم نمیدونست!!!

/ 6 نظر / 17 بازدید
از اول راه

جالبه اینترنا به ما میگفتن:"ما از رو شرح حال شما یه سری چیزا رو کپی میکنیم"!!![تعجب]

شازده

+ نترس نترس نترس بچه جون، برو برو برو به میدون، نزار امید بمیره، ناامیدی جای اونو بگیره... (پسرخاله، کلاه قرمزی و پسرخاله) ++ [نیشخند] * اون سه نقطه اول عنوان قشنگ بود!

فیزیوپات

مبارکه اولین روز اکسترنی! قبل از این که بری بخش خیلی استرس نداشتی که؟ من واسه بخش اولمون که قلبه خیلی استرس دارم!

مونا جووونی

نمدونم استادا چه علاقه ای دارن به ضایع کردن دانشجو.... میگم نمیشه بخشتونو عوض کنین اخه بخشی که همه بیماراش خانم باشن....[ناراحت]

ارمین

با سلام و عرض احترام من دچار بیماری وگنر هستم . متن شما را خواندم .دچار عوارض بیماری می باشم . لطفا اگر در خصوص این بیماری اطلاعاتی دارید که به بنده کمک کنه ممنون میشم در اختیار من قرار دهید . هم اکنون دچار تنگی مجرای فوقانی . دفع پروتعین . در گیری مجرا اشکی می باشم . با تشکر