16

وبلاگ سابقم برگشت،سرمستم :))))))هورا

+عصر با آقای پدر از روی پل سفید شهرمان برمیگشتیم خانه،آنوقت یک آقایی ایستاده بودند رو به رودخانه و پشت به ما،داشتند جیش میکردند!!!!همچون آبشار!!!!بر فراز رودخانه ی بدبخت!خب درست است توانایی رفع حاجت را به طور ایستاده داری،اما مردک مگر دستشویی یا حتی جای خلوتی نیست که این چنین بی شرمانه آبشار میسازی؟؟؟؟ها؟

/ 3 نظر / 5 بازدید
از اول راه

چه جوری برگشت؟! منم وبلاگمو میخوااام![نگران]