از سالی که گذشت تا سالی که آمد...

سلام.سال نو همگی مبارک باشه.امیدوارم سال خوبی پیش رو داشته باشید،پر از سلامتی و منتهی به عاقبت به خیری :)

نوروز 92 برای ما اولین نوروز جدا از خانواده بود.اونم دور از شهر خودمون.و اگر عروسی ممد یوسف تیموری نبود فیونا و همسرش تهران نمیومدن که 1-2 روز مهمون ما باشند و ما کمی سال نو و خانه ی مستقل داشتن و مهمانداری رو حس کنیم.و البته گشتن تهران از صادقیه به سمت تجریش در عرض 1ساعت :)) اگر تهران همیشه مثل هفته ی اول عید خلوت بود خییییلی شهر خوبی میشد :) امروز همسر اولین کشیک سال 92 خود را میگدراند و من تنها در خانه به خود فشار می آورم شاید کمی پوست بخوانم یا چند صفحه از کتاب اپیدمی برای دکتر.آ ترجمه کنم.اما نمیدانم چرا خواب نوروزی اینقدر شیرین است؟نیشخند دو روزی میشود که با صدای یک عدد مرغ یا حق! که لبه ی پنجره ی باز اتاق خواب ما مینشیند بیدار میشوم.احساس میکنم این مرغ هم مثل کارگر آوازه خوان ساختمان در حال ساخت پشتی مسئول بیدار کردن من است :))

این 3 ماهی که نبودم بخش جراحی و روانپزشکی را گذراندم.روانپزشکی که عاااالی بود و من را شیفته ی خودش کرد.بنظرم همه ی ما با کمی روان درمانی و بعضا مصرف دوز پایین ضدافسردگی میتوانیم کیفیت زندگی خود را افزایش دهیم(مثلا در گروه 5 نفره ی ما 3 نفر متوجه شدند اختلال دیس تایمی-افسرده خویی-دارند و درمان را شروع کردند و بعد از 1 ماه کیفیت بهتری از زندگی را تجربه میکنند!)خداوندخانواده ی SSRIو ریتالین را از دانشجویان پزشکی نگیرد!

جراحی هم که  تقریبا راندهایش حتی 1 نکته مفید نداشت و فقط به علت طولانی بودن و حضور حدود 30 نفر در 1 اتاق باعث ضعف جسمی و روانی ما میشد! اتندها هم همه پیر و دور از علم روز دنیا بودند اما بسیار افه ی علامه ی دهر می آمدند :) و جالب بود همه میخواستند حرف خود را به کرسی بنشانند و ما فقط سعی میکردیم دیوار یا لبه ی تخت مریض بجوییم و به آن تکیه دهیم.نکته ی جالب تر هم این بود که امتحانش همه یا 12 شدند یا 15!!نمره ی دیگری نداشتیم!(البته به استثنای 3 نفری که افتادند و 3 نفر ماکس که 17 شدند)

الان هم نیمی از بخش پوست را گذرانده ام که بسیار بنظرم دوست داشتنی می آید هرچند از کل همگروهی ها فقط مژگان موافق من است و 13 نفر دیگر پوست دوست ندارند و ما را پزشک نازنازی خطاب میکنند:))

بخش پوست دو رزیدنت مامان هم دارد :) من عاشق شکم گردشون هستم که نینی داخلش وول میخورهماچ

راستی این چند روز که مثلا خانم خانه شده ام هر روز یک مدل غذای جدید پخته امزبانهمسر هم از مهربانی زیاد-شاید هم از ترسشیطان-از دستپختم بسیار تعریف میکند و ما را مسرور میفرمایند :)

+کسی میدونه از کجا میشه کتابهای at a glance رو دانلود کرد؟مثلا فارماکولوژی و پوست و ENT و عفونی.

 

 

/ 4 نظر / 21 بازدید
نسترن

به يه خانوم دكتر بازهم سال نو مبارك خيليم خوووب خيليم عالي ايشالا تا آخرش همينطور خوشبختو پرانرژي باشيد[لبخند]

شازده

تهرانی شدین پس!!! به سلامتی ایشالا، تشریف بیارین با همسرتون در خدمت باشیم! :) منم اولین سالیه که با شروع روزای کاری اومدم تهران، واقعا بعد از شلوغی قبل از عید این خلوتی می چسبه! اگه غذایی بلدین خوشمزه زمان پخت کمتر از نیم ساعت، مواد اولیه اش هم توی بقالی محل پیدا بشه، بگین ما هم استفاده کنیم!! :)

هادی

دوران خوبی داشته باشید برای دانلود کتاب مستقل از موضوعش، یه سایتی هست که من خیلی ازش استفاده کردم www.libgen.org, www.libgen.info