گوارش:مریض تخت 13

بخش گوارش ازون بخش هایی بود که گروههای قبلی میگفتند لولو داره!!!ما هم منتظر  دو هفته ی مخوف بودیم اما تا الان که خیلی خوب بوده :) دوسش دارم،هرچند اپروچ به بیماریهاش واسم سخته یه کملبخند

+یه مریض دارم آقای 55 ساله،مورد پانکراتیت حاد.روزهای اول بسیار اگرسیو و بداخلاق بود.همه اش میگفت چقدر سوال میپرسی،شکمم درد میکنه چرا چشممو معاینه میکنی و....سعی میکردم تا راه داره نروم سمت تخت 13!ولی اصولا صبح علی الطلوع با کلی لبخند و خوش اخلاقی و مهربونی میرفتم سراغش بلکه دلشو بدست بیارم.کلی هم پیش نارسیس و سارا و آنجلا غر زدم که مریضهای ملت هوشیار نیستند اونوقت مال من اینجوره!!!امروز سر راند اتند پرسید به چه علت پانکراتیت داره؟گفتم سنگ کیسه صفرا داشته!ولی یادم نمیومد کجا دیدم!!!سونوگرافی اش-در پرونده- هم نوشته بود سنگ نداره!رزیدنت هم گفت نداره!عملا کل حرفهای من رفت زیر سوال!اتند اومد شروع کنه به شستن بنده که مریض گفت خانوم دکتر راست میگه سنگ دارم،بعد هم با یک قیافه اینجورکیچشمکاز خود راضیرو به من نتیجه ام.آر.سی.پی رو گذاشت رو میز!!!دوست داشتم ماچش کنم،در ثانیه ای ورق برگشت :)))زباندیگه استاد شروع کرد به پرسیدن پلن درمانی از مننیشخندایکون اکسترن تحویل گرفته شدهمژه

+هفته پیش پولهامو از تو کیفم دزدیدن-در بیمارستان-دیشب میخواستم برم بخش کیفمو گذاشتم داخل ماشین بابام و فقط 2 تومن گذاشتم جیبم!موقع برگشتن فهمیدم این دفعه کل کیف و مایحتوی اش را دزد برده!!!بخش میبردم لااقل کیف و کتابامو نمیبردن!!!!خنثی

/ 8 نظر / 16 بازدید
یک دانشجوی پزشکی

ای جان چه اکسترنی[چشمک]تو بیمارستان هم می دزدن.من سعی می کنم پول کم ببرم بیمارستان

شازده

خب از پلن درمانی ات تعریف کن برامون![چشمک] + یکی از بچه ها میگفت یکی افتاده دنبالش که لپ تاپ اش رو ببره، اونم دویده و خودش رو رسونده به خونه. طرف اومده زنگ خونه رو زده که بیار لپ تاپ رو وگرنه بد میبینی!!!! یعنی همچین دزدایی داره شهر ما!

روزهای پیلگی

من ترجیح میدم مریضم بداخلاقِ اگرسیو باشه تا ناهشیار! تو گوارش هرچی پیرزنِ بی حال بود افتاده بود به من!! خیلی شونم سل داشتن، مجبور بودم برم تو حلقشون! اه! اصن TB رو چه به گوارش؟!؟ ها؟! می‌رفتم مریضای اتندای دیگه رو که جوون و سرحال بودنو واسه دل خودم می‌گرفتم که خوش بگذره!

روزهای پیلگی

خیر! هیچی ش به گوارش نمیخورد! سل ریوی داشت + دیابت که با هایپوگلایسمی اومده بود!!! فقط اتندمون چون اون شب که آوردنش آنکال بوده تحت نظر خودش نگه داشته!!!! مثلن متخصصای غدد و ریه میومدن فقط واسه مشاوره... حالا من هی حرص میخوردم، هی غر می‌زدم...

فیزیوپات

وای گه مریض من بود کلی کیفور می شدم و تا چند روز هم کیفور باقی می ماندم! من فقط 5تومن با خودم می برم بیمارستان، حتی کیف پولم نمی برم از ترس این که کارت دانشجویی و اینا رو بردارن!

نسترن

اي جان...خيلي بده[ناراحت]ديشب خوابتو ميديدم! باورت ميشه؟؟؟[نیشخند]

هادی

کی گفته 13 نحسی داره؟؟؟ در این جور مواقع در مواجهه با مال باخته باید چی گفت؟؟؟ قضا، بلا بوده!!![سوال]

روزهای پیلگی

این جوابی که به کامنت آقای هادی دادی دلمو سوزوند!!! کلن تو این پنج روزی که اومدیم ریه و سه روزشو با یه اتند بودیم، دست رو هرکدوم از مریضاش که میذارم و شرح حال کامل می‌گیرم ازش، فرداش مرخص می‌شه! :( بعد هی باید مریض جدید ببینم :((((