امان از فامیل شوهر!! :)

تا وقتی باردار بود یه روز درمیون وقت و بی وقت خودش و شوهرش زنگ میزدن  ما رو حتی از خواب بیدار میکردن سوال پزشکی میپرسیدن بعد زایمانش دود شدن رفتن هوا!!حالا پیام داده فردا میایم تهران میخوایم بیایم خونتون!منم خیلی شیک جواب دادم امتحان دارم کتابخونه ام ببخشید(یعنی نیا!)بعد میگه یعنی اصلا خونه نمیای؟یعنی من اگه 11 شب بیام تو باید بیای؟منی که از 5-6 صبح بیدارم و تا 8 شب بیرونم وقتی بیام خونه میخوام استراحت کنم!نه اینکه از تو پذیرایی کنم!میگه شاید اومدیم به محمد سر بزنیم.منم گفتم فردا محمد شب میره خونه خاله اش نیست!میگه اشکال نداره ما چند روز میخوایم بمونیم!!!آآآه!

+من اگر جایی بخوام برم حس میکنم میزبان شرایطش جور نیست میگم ایشالا وقت دیگه مزاحمتون میشیم تا به اون بیچاره فشاری وارد نشه!

++من ترجیح میدم با کسی ارتباط داشته باشم که هم سن و سال خودمون باشه و از نطر مذهبی مث خودمون باشه نه ذقیقا ضد ما!ما دو تا آدم مذهبی اونا دو تا آدم لامذهب که هرکدوم 10سالی از ما بزرگتر هستند.والا من از کسی که روز شهادت حضرت زهرا موزیک با صدای بلند میذاره و مشروب میخوره خوشم نمیاد.به کی بگم؟؟؟چطور بفهمونم دوس ندارم باهاش رفت و آمد داشته باشم؟حتی اگر مذهبی بود هم نمیتونستم.من بعد از 2 سال هنوز نتونستم خونه عمه ام که تهرانه برم سر بزنم و ازم دلخور شده اینا که دیگه...

/ 2 نظر / 44 بازدید
llll افکت llll

دستهايت که مال من باشد هيچکس مرا ....دستِ کم نخواهد گرفت به گالري عکس ما هم سر بزنيد منتظرتم http://efect.ir

هادی

خدا صبر بده و بهشون یاد بده که آشنا و فامیل فقط برای زمانهایی که به کمکشون احتیاج داریم نیست و باید همیشگی باشه. درباره پست بعدی هم که تسلیت میگم