138

سلام

5شنبه و جمعه کلاس بودیم،از 7 صبح میزدیم بیرون و حدودا 8:30 شب برمیگشتیم.خوب بود.روماتو و غدد واسم مرور شد.مخصوصا غدد نکته های ریزی راجع به دیابت یاد گرفتم.راستش من قبلا وویس های دکتر گرجی رو گوش میکردم و میتونم بگم عالی درس میده ولی در مورد دیابت دکتر تسلیمی کاربردی تر درس داد بنظرم :) یکی از همکلاسی های دبیرستانم رو هم بعد از 6 سال و نیم دیدم!نشناختمش اول!هردو به هم گفتیم چقدر عوض شدی!!!ولی عملا تنها تغییرمون برداشتن ابروها بود!!!(مسلما ابروهای ما در دبیرستان ضخیم نبوده استنیشخند).داداشش قهرمان شطرنج شد(استاد بین المللی)و پدرش رییس دانشگاه(مامان و باباش هر دو اتند هستند).کلی از دبیرستان و دوره ی ادغام تهران و ایران حرف زدیم و بنده با یکی از اساتید اطفالشون آشنا شدم که با این تعاریف آدم ناجنسی بنظر میاد!دوستم تعریف میکرد یکی از بچه هاشون تالاسمی ماژور دادره و هر هفته باید به ... بره و خون تزریق کنه و مرکز مذکور شنبه تا 4شنبه بازه!طبق قانون در بخش سه ماهه ما میتونیم تا 6 غیبت داشته باشیم! اما این اتند اطفال اجازه نمیده دختر بیچاره بره!میگه نمیتونی درسو حذف کن بعدا بگیر!آخه آقای دکتر عزیز! این دختر هروقت بیاد تالاسمی داره همچنان و نیازمند خون ه!مگه شرایط تغییر میکنه؟چرا بعضیا اینقدر .... هستند؟همسر هم که قبلا تعریف ایشون رو شنیده بود گفت اینترنی ارتوپدی ام یکی از بیمارستانهای ایران افتاده بوده،بچه ی این اتند ارتو هم رزیدنت سال یک بود!رزیدنت های سال بالا که شاگرد سابق اتند اطفال بودند و دل خوشی ازش نداشتند به همسر که اینترن بوده گفتند تو برو پاویون استراحت کن بعد به پسر اتند اطفال گفتند کارهارو بکنه! انتقام پدر از پسر بیچاره اش گرفته شد!!!خنثی

-شب اول که از کلاس برمیگشتیم راننده تاکسی یهو به حرف اومد و گفت من 6 سال معتاد کارتن خواب بودم و دزدی میکردم،خانواده طردم کردند و زنم اطم جدا شد و... یک روز تصمیم گرفتم عوض بشم و ترک کردم و الان 6 سال و دو ماه و سه روزه پاکم!گفت بهزیستی به همچین معتادهایی وام میده و اینم ماشین خریده و شب و روز کار کرده و الان خونه خریده.میگفت 10 سال شیشه کشیده(و من متعجب بودم چطور زنده مونده؟تغییراتش طی دو سه سال وحشتناکه چه برسه به 10 سال!!!)و قبلش هم کوک(کوکایین)میزده!میگفت شانزه لیزه مغازه داشته(آدرسش رو هم داد!!)اما چون کوک گرون بوده فروخته و الان دیگه نمیتونه بخرش(حدود 1 میلیارده الان).علت اصلی اعتیادش هم کمبود محبتی میدونست که از طرف همسرش و در درجه بعد خانواده بهش میشد(هرچند قبول داشت به اشتباه برای جستجوی محیت و مقبول بودن به جمع های دوستانه ای رفته که همه تشویقش میکردند و مواد مصرف میشده بینشون)...گفت بعد از ترک آزمایش هم داده که خوشبختانه فقط هپاتیتC داشته و اونم درمان کرده...میگفت تنها کاری که به عنوان شکرانه ی ترکش میتونه انجام بده اینه که هرچند روز ساندویچ نون و پنیر و سرنگ ببره واسه معتادهای کارتن خواب...میگفت پسرهام هم میبرم که بدونند عاقبت اعتیاد اینه و هیچوقت دنبالش نرن...بنظرم خییییییلی کار بزرگی کرده...اعتیاد وحشتناکه...مخصوصا شیشه و توهماتش...

-ثبتنام دستیاری هم شروع شد...همسر امسال با سهمیه تاهل شرکت میکنه و میگه اگه رتبه ام دلخواه نبود سال بعد از سهمیه استعدادهای درخشانم استفاده میکنم...به امید موفقیت همسرقلبهورا

/ 4 نظر / 19 بازدید
بهین

چه انتقام جالبی گرفتن... این معتاده چطوری زنده مونده؟؟!! موفق باشه.

sheida

salam , man bahman stager misham. shahid beheshtiam. migam sh0ma guidline khundin ya parsian?

استاجر

اینقده دوست دارم بعد یه مدت طولانی دوستای قدیمیت رو ببینی، یه حس قشنگی داره[پلک] الهی، چقدر گناه داره اون دختره، تحمل درد و رنج بیماری خودش یه طرف، تحمل این نفهمی های (با عرض معذرت) بعضیها خیلی سختتره.

هادی

یه بار شب از میدون آزادی میرفتم خونه. ماشین نبود و سوار شخصی شدم. طرف عصاره خالص اعتیاد بود و مدعی بود که چند وقتی هست که پاک شدم. بعضی ها دووم نمیارن اما خدا به اونایی که میخوان ترک کنن کمک کنه و همتشون رو زیاد کنه. به امید موفقیت همسر