"دکتر" بودن کافی نیست...

صبح که رفتم بیمارستان،خیالاتی با چشمهای اشک آلودی اومد پیشم.دیروز برای مریضی ان.جی.تیوب گذاشته بود که تشخیص مننگوکوکسمی برایش گذاشته بودند و از اونجایی که بسیار مسری است خیالاتی قبر خودش رو هم کنده بود!کلی دلداری دادم که چیزیت نمیشه بیا بریم پیش بچه ها ازین حال دربیای...وقتی رفتیم هیشکی محلش نذاشت و حتی یکی گفت نیا اینجا!ازت مریضی میگیریم!!!جدی چرا بعضیا اینقدر بی ملاحظه و خودخواه هستند؟؟خیالاتی نشست به گریه و منم رفتم پیش رزیدنت و گفتم سیپروفلوکساسین بنویسه برای پروفیلاکسی،هرچند رزیدنت اطمینان داد که فقط ترسیده و چیزی نیست اما خیالاتی رو بردم و برایش دارو خریدم.گاهی دلم میخواد انگشتم رو فرو کنم در چشم بعضیا!دلداری نمیدی نده ولی فشار عصبی هم وارد نکن!لطفا!خیالاتی کل راه غر زد که این مریض دیگه پیره و داره میمیره چرا میارنش بیمارستان عده ی دیگری رو مریض کنه؟گذاشتم به پای ترسش وگرنه به نظرم همه کس در هر سن و موقعیت حق برخورداری از خدمات بهداشتی و پزشکی رو داره...کافیه خودت رو بذاری جای بیماری که مننگوکوکسمی داره یا اون رو یکی از عزیزانت تصور کنی،اونوقت صحبت کنی...اگر بیمار پدربزرگ خودت باشه باز هم میگی بره بمیره؟فیزیوپات هم بودیم اکثر بچه ها میگفتند به همچین بیمارانی کمک نمیکنند و همیشه بحثهای تمام نشدنی داشتیم...خب روز اول که پزشکی رو انتخاب کردی مگه نمیدونستی هر مریضی رو ممکنه ببینی و وظیفه ات هست درمانش کنی؟چرا فقط به اسم دهان پر کن دکتر فکر کردی؟اینجا اسم خانم دکتر و آقای دکتر کفایت نمیکنه،بیماران "طبیب" میخواهند...

بی ربط نوشت:خدا آخر و عاقبت گروه ما را با این فلو به خیر کند!بسیار poor prognosis هستیم :(

 

/ 3 نظر / 21 بازدید
شازده

تا نیت چی باشه، گاهی خب همون هم کفایت میکنه!!! + مگه موارد ایمنی رو در نظر نمیگیرین که اگه مریضی بیماری مسری داشت مشکلی پیش نیاد؟؟

پریا

تماس با ترشحات بیمار مبتلا به مننگوکوکسمی اندیکاسیون پروفیلاکسی داره،کار درستی کردی[لبخند]